ای قوم به حج رفته کجایید کجایید ... معشوق همین جاست بیایید بیایید - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 18:48
خدا نکند جایی برف ببارد و من آنجا نباشم ! بس که برف را دوست می دارم در آستانه ی اشکی شدن قرار می گیرم از شدت ندیدن برف و برف بازی ! چون من برف را به چشم محبوب دلم میبینم و آدم وقتی عاشق است خب دلش می خواهد محبوب دلش نزدیک او باشد بیشترتر ! بعله ! ما هم که عاشق برفیم دلمان نمی خواهد آنجا برف باشد و
عنکبوت - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 18:48
سلام اینجا که تار عنکبوت بسته . دلتون تار عنکبوت نبنده. اسمایلی اینا که حین خونه تکونی عید با دیدن تار عنکبوت کنار پنجره یاد همچین جایی می افتند. + نوشته شده در جمعه سیزدهم اسفند ۱۳۹۵ساعت 11:1 توسط نسرین |
چلاق - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 18:48
قرار رو فیکس کردیم شاد و خرامان اومدم برم توت فرنگیایی که دو ساعت پیش گذاشته بودم که یخ بزنند رو بردارم و اسموتی بسازم که نمیدونم آن تیکه گوشت یخ زده ی از خدا بی خبر چطور خودشو از طبقه دوم پرت کرد رو پام . چلاق شدم ! قشنگ پاهه باد کرد این هوا کبود شد الان یه پاره آجر این هوایی رو با خودم میبرم این
کاش - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 18:48
بعضی کاش ها به شکل غم انگیزی کاش می شوند . اینکه تا میتونی میخوای اون لحظه رو زندگی کنی ولی بالاخره لحظه ی پایان فرا میرسه ... از وقتی برگشتم این شده حسرت... کاش برنمیگشتم . نهایتش اینه غذای گرگا میشدم دیگه . والا ! آدم خواست بمیره هم با حال خوب بمیره اقلا . + نوشته شده در جمعه نهم تیر ۱۳۹۶ساعت 16:7...