آدم می تواند باعث خوشبختی یک نفر در دنیا شود . بعضی ها می توانند باعث خوشبختی هزاران و میلیون ها و میلیاردها آدم شوند . یکی اش ادیسون ! برق داریم خوشبختیم به عبارتی . لحظاتی را تصور کنید که برق نیست و همه ی زندگیمان لنگ است . مثل استقلالی های سوراخ یا سولاختال که خوشبخت نیستند چون تماشاگر پرشور ندارند و همین امروز در ورزشگاه خودشان با نزدیک به چهار هزار تماشاچی جلوی گسترش صفر صفر متوقف می شوند . یا مثل لنگی های سوراخ تر که من سولاختولیس می ناممشان که خوشبخت نیستند چون فغانی نداشتند امروز ! به هر حال هر بار یکی می تواند باعث خوشبختی شما بشود یا می تواند باعث بدبختی و آوارگی شما شود . یکی اش مثل بشار اسد ! یکی اش مثل زمین لرزه ی بی شعور یا یکی مثل ... بگذریم ! خیلی ها می توانند با یک امضاء خوشبختی شما را تضمین کنند با یک نگاه با یک جمله ... و با یک قول اما راست راستکی ها نه الکی !
امروز من در نوشته های ریوزو خواندم که کرمی را از درون اناری که میخورده پیدا کرده ! با خورده شدن انار کرم هم بی خانمان گشته ! و به جای اینکه کرم را بکشد یا ولش کند ، تحت سرپرستی خود در آورده است . با پوست انار براش سقف خانه ساخته و هر روز برایش دانه ی انار کنار گذاشته و الان که انارهایش تمام شده با پرتقال شروع کرده و این سوال برایش پیش آمده است که آیا کرمی که انار می خورده می تواند پرتقال بخورد یا نه ؟! بعد ریوزو چند روز است که مجبور شده برای اینکه کرم را گرسنه نگذارد پیله ای را که او میخواهد برای خود ببافد را بدرد و به خورد فرزند خوانده اش غذا بدهد ! به لطف ریوزو این کرم که سفید رنگ بوده و دچار کم خونی الان پر رنگ شده و قرمز گشته و اینگونه رنگ و رو گرفته است . به همین دلیل من به ریوزو به مدد مراقبت هایش از این کرم تبریک گفتم ولی او ناراحت است چون کرم را خانه خراب کرده است ! اما من یک لحظه فکر کردم آن کرم چقدر خوشبخت است ! مگر چند تا کرم در دنیا می توانند از درون میوه ای برون بخزند و دور نیانداخته شوند یا کشته نشوند ؟! همین که ریوزو توانسته او را بزرگ کند یعنی خوشبختی . حالا من به او پیشنهاد هم دادم که اجازه بدهد او در پیله اش بماند شاید زد و پروانه شد مثلا !!! حس داشتن پروانه ای که خودت بزرگش کردی خیلی می تواند زیبا باشد . او پیله ببافد تا پروانه شود چون پروانه شدن آرزویش است و تو حواست یواشکی به او باشد تا ببینی چقدر زیباست ! بعد بگی خدایا شکرت ... این قدم نو رسیده بود و من توانستم یکی را نجات بدهم تا خوشبخت باشد حداقل من باعث خوشبختی یک نفر شدم در دنیا ! حالا یک کرم یا آدم چه فرقی می کند ؟! مهم این است که او رهاست . آزاد و رها به دور از هرگونه بندی و فکری .
برچسب:
نویسنده: کیان شریفی