خرید بک لینک

بیزارم از تمامی اعداد ۲۴، ۲۵، ۲۶ و ۲۷... هر کدام از این اعداد یک عزیز را از من ربوده و مرا عزادار کرده. امروز تولد من است اما چشمانم خیس است از داغ عزیز دیگرم، در سکوت و تنهایی نشسته ام و به این فکر میکنم به کدامین گناه اینقدر تنها شده ام؟ چه می شود که زندگی یکباره زیر و زبر می شود؟ به راستی روزهای تاریکم کی تمام می شود؟ چه زمانی می توانم دوباره بخندم؟

خسته ام... تن و روحم دیگر کشش زنده ماندن ندارد.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۹ ساعت 1:29 توسط نسرین  | 

برچسب: نویسنده: کیان شریفی تاريخ: دوشنبه 6 تير 1401 ساعت: 12:25

صفحه بندی